حس عجیبیه ، داره اتفاقاتی برام میوفته که ازش خوشحالم ، خودم دوست داشتم تو این مسیر باشم و این برام لذت بخشه ، این که از این به بعد میتونم صبح زود پاییزم رو تو ولیعصر قدم بزنم خودمو برسونم دم دانشگاه و برم سر کلاس و شاهنامه بخونم و قابوس نامه و متون کهن رو خودم انتخاب کردم و این انتخاب شبیه به من بود و اون چیزی بود که دوست داشتم ، پارسال که ازمایشی المپیاد رو شرکت کردم دست و دلم میلرزید و مضطرب بودم و سردرگم الان راهمو میدونم و این لبخند منو عمیق تر میکنه ، هدفم مشخصه و من امسال تمام وجودم رو تو این راه میزارم ، با عشق
. نچو . چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ . 4:24
برچسب:
نویسنده: یگانه طباطبایی