خرید بک لینک
من از تجربه های جدید فرار نمیکردم ، فرار از این مورد برام عجیب بود ، ریشه یابی این مسئله من رو به یه اشتباه بزرگ گذشته ام رسوند ، وقتی تمام تلاشم رو میکردم اونی که فکر میکردم درسته و خفنه رو از خودم نشون بدم . اون موقعی که نمیدونستم و بلد نبودم خودم باشم و از خودم بودن میترسیدم ، همون موقعی که با یه تعداد آدم حسابی آشنا شدم که استرس خودم بودن رو بهم وارد میکردن و من اشتباه بزرگی کردم و خودم رو پوشوندم ، گفتم کانتری و جاز گوش میدم ، هر چی کتاب قلمبه سلمبه بود رو اسم بردم که چی آره اینا کتاب های محبوب منن ، برای همینه بعد ده سال مواجهه با آدمایی که تو رو در شرایطی دیدن که خودت نبودی ترسناک میشه ، از اینکه خودت باشی اینبار راضی تر از قبلی و وارد تر اما میترسی از این تضاد احمقانه ، از اینکه تو رو با خودی که نبودی مقایسه کنن .

اما باید با ترس ها مواجه شد ، نمیدونم کی اما یه روزی منم یاد میگیرم انقدر به ذهن بقیه فکر نکنم و درگیر این نباشم که بقیه من رو با کی مقایسه میکنن و در آخر اونی که پیروز از این رقابت بیرون میاد کیه ، یاد میگیرم، قول میدم نچو ،قول میدم .

یه هفته وقت دارم فکر کنم به اینکه قراره چیکار کنم ، به اینکه آیا واقعا این موقعیت و آدماشه که دوست ندارم ، یا این که این آدما منی رو یادم میارن که من نبوده ؟!

بعضی اشتباهای گذشته ات ، هر چقدر هم که کوچیک و کم عقل و دیوونه بوده باشی ، موقعیت های عجیب و بزرگ و فوق العاده ای از آینده رو برات خراب میکنه ، فرصت جبران یه وقتایی بهت رو میکنه ، اما اون وقتایی هم که رو میکنه ، اونقدر سر چند راهی این پا اون پات میکنه که دیوونه شی .

درگیری فکری این چند وقته رو به هیچ کس نمیتونستم توضیح بدم تا یادم افتاد همون سالی که میخواستم اولین بار تو همین جمع قرار بگیرم اونقدر استرس داشتم که بازم نمیتونستم به هیچ کس توضیحش بدم و اومدم همینجا نوشتم ، اینجا دیگه شده اتاق اعتراف کلیسا ، میای میگی ، میدونی کی میشنوه ، ولی همین که اونا نمیبیننت هم ترس از قضاوت شدن رو خنثی میکنه هم احساس گناهت رو کم .

برچسب: نویسنده: یگانه طباطبایی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 2:04

صفحه بندی